در مکاتب فلسفی بحث گردشگری مورد توجه بوده که ما در اینجا به طور خلاصه به دیدگاه های ایده آلیسم، رئالیسم و پراگماتیسم می پردازیم .
دیدگاه ایده آلیسم :
این دیدگاه گردشگری را شامل نگرش های اخلاقی، زیبا شناسی و منطق می داند و به فعال ساختن زندگی و تحرک بخشیدن به آن و تشویق گردشگران برای رشد همه نیروها و توانایی های خلاق و تلاش های ابداع گرانه و فعالیت های اساسی درونی اهمیت می دهد و همه فعالیت های یک گردشگری ایده آل را متوجه رفاه، کاهش رنج، افزایش ارزش و زیباشناختی می سازد چنان که هربرست رید عنوان می کند در یک جامعه سالم مشکل اوقات فراغت اصولاً وجود ندارد .
دیدگاه رئالیسم :
اهداف برنامه های گردشگری در این فلسفه مبتنی بر استفاده از واقعیت علمی زندگی برای رشد شخصیت متعادل جهت دستیابی به تکامل و پیشرفت آن می باشد . رئالیسم بر اهمیت توجه بر جسم به دلیل اینکه یک واقعیت محسوس از وجود آدمی در این دنیا است تاکید می کنند. چنانکه جان لاک به عنوان یکی از مفسران این دیدگاه مطرح می کند همه اندیشه های ما ناشی از تجربیات حسی است بنابراین به ترتیب حسی از خلال مسافرت ها و مشاهدات اعتقاد راسخ داشته و بر ارزش و اخلاق تاکید می نماید.
این دیدگاه بر حسب طبیعت به توانایی های نیروی انسانی در بهره گیری از گردشگری و استفاده از تسهیلات لازم در این زمینه تاکید دارد . ولی حقیقت این است که توانایی ها و گرایش های افراد مساوی نیستند و شرایط هم به شکل مساوی و برابر موجود نمی باشد و همه تسهیلات لازم را نیز نمی توان فراهم ساخت .
دیدگاه پراگماتیسم :
فلسفه پراگماتیسم یا کارگرا، برنامه گردشگری را از خلال مفهوم سود عملیاتی مشخص می کند، به طور کلی می توان گفت فعالیت های سرگرمی و اوقات فراغت میزان ارزشمندی خود را به استناد نتایج عملی باز پس داده یا مردود تبیین می نماید. این مکتب در آمریکا پایه گذاری شد و ویلیام جیمز داعیه دار آن گردید ولی گسترش و ارتباط آن با مسایل تربیتی به جان دیویی باز می گردد. این مکتب کلیه افکار و مبانی و دیدگاه های شکلی و بودن فواید کاربردی را مردود می شمارد .
کارشناسی ارشد جغرافیا - برنامه ریزی توریسم
گروه گردشگری عرشیان سپاهان...